اين روزها وقتي برنامه هاي انتخاباتي ميرحسين موسوي رو از صدا و سيما ميبينم و ميشنوم مايوس و نا اميد شعار من درآوردي مون در روز حضورش در دانشگاه به ذهنم خطور مي كنه.
اون روز وقتي اجازه ندادند نماينده ما حرف بزنه ( اعتراف مي كنم سوالش چيزي بود شبيه همون چه تا امروز صد بار از سيد پرسيدن) تصميم گرفتيم از همون جائي كه نشستيم حرف بزنيم – حق گرفتنيه! – بنابراين يه جائي از صحبت هاي ميرحسين كه ديگه كلافه شديم ، كلي به ذهنمون فشار آورديم و بعد با هم تكرار كرديم:
"مير حسين ، ما ، توقع ، نداشتيم "
( قبول دارم خلاقيتمون اصلا با دوستان اصلاحاتچي قابل مقايسه نبود كه هر دقيقه يه شعار سر مي دادند با قافيه
مرگ بر طالبان چه كابل چه ايران!
يك نكته رو به اين داخل پرانتزم اضافه كنم و اون هم اينكه دستمون براي شعار ساختن بسته بود ، قرار بود حرفي بزنيم كه به كسي برنخوره، خداي نكرده جسارت نشه به آقاي مهندس)
بله اين روزها دوباره همين شعار بي قافيه اما مودبانه مون رو تكرار مي كنم:
" مير حسين ، ما ، توقع ، نداشتيم "
خدا وكيلي سيد توقع نداشتيم ،
يك ماه پيش از آغاز فرصت رسمي تبليغات بار و بنه سفر به دوش كشيدي و از اين شهر به اون شهر رفتي ( چيزي شبيه سفرهاي استاني همين رئيس جمهوري كه سيب زميني داد تا مردم راي بدن!، بعضي وقتها هم مثل اون پوپوليست شدي و كلاه محلي سرت گذاشتي – سر مردم نگذاريد سر خودتون موردي نداره- )و هر چي دلت خواست بار اين دولت كردي، به قول خودتون نقد كردين دولت رو – البته گمون كنم آنچه كردين با تعريف نقد نخونه اما بي خيال – از افتضاحات گفتي ما شنيديم ،از احساس خطر گفتي ما شنيديم، از بي كاري و بي عاري گفتي ما شنيديم، از اون 300 ميليارد گفتي ما شنيديم و باور كرديم!( بالاخره چقدر بود 270،300،340). اصلا فكر مي كنيم ديوار از اين ها كوتاه تر پيدا نشد – مثل قدشون – كه مشكلات همه دولت هاي عالم رو بر گردنشون بار كردين.
اما سيد باور كن (اگه از اون مچ بندهاي سبزتون كه تنها نقدش و نه تخريب اون همه گفتمانتون رو زير سوال مي بره بگذرم و بگم اتفاقا اين يكي رو به خاطر آدم هائي كه دورتون جمع شدند خيلي هم توقع داشتيم ) توقع داشتيم
داشتيم يا نداشتيم؟! داشتيم، داشتيم
بعد از اون همه كوبيدن و تخريب كردن ، ديگه از فرصت تبليغاتي كه رسانه ملي در اختيارتون قرار داده بود براي سياه نمائي ها استفاده نكنيد.
(حتي فيلم تبليغاتي شما هم به جاي اينكه تيليغ ميرحسين باشه تخريب احمدي نژاد بود، چرا!)
توقع داشتيم، حالا كه از طريق اين جعبه جادو با ملت هم كلام شديد ،وقت رو غنيمت بشماريد و بگيد خودتون چه كاره ايد (منظورم البته 20 سال پيش نيست) . به قول خيلي ها فرض رو بر اين مي گذاشتيد كه ما قبول كرديم اين ها مملكت رو بردن لبه پرتگاه حالا فرصت رو مغتنم مي شمرديد و مي گفتيد شما قراره چه گلي به سر مردم بزنيد.
سيد توقع داشتيم از اين شعارهاي پر طمطراق فراتر مي رفتيد ، توقع داشتيم به شعور مون احترام مي گذاشتيد و با كلمات بازي نمي كرديد، توقع داشتيم با مصداق مي گفتيد فردا قراره چه كار كنيد
براي مردم كه نزديك انتخابات مي شن عزيز دل همه
براي زن كه دم انتخابات مي شه همه دغدغه كانديدا ها
براي دانشجو كه خوب پلكانيه براي بعضي ها و...
كاش از فرصتي كه بی تابش بودين براي حرفي غير از له كردن دولت هم استفاده مي كردين،كاش!
خلاصه كلام اينكه " سيد ، ما ، توقع ، نداشتيم "
پي نوشت:
1 - راستي يه توقع ديگه هم داشتيم، كاش مي گفتيد منظورتون از اصول و آرمانهاي امام و انقلاب چيه؟
( معذرت مي خوام اما از ستادهاتون بوي اصول امام و آرمانهاي انقلاب نمياد)
2- روز چهارشنبه در مناظره دانشجوئي يكي از منطقي ترين نقدهاي تاريخ به دولت نهم و شخص رئيس جمهور وارد شد كه حيفم اومد شما رو از اون بي اطلاع بذارم
يك عدد دانشجو (با حرارت بسيار زياد): اين آقاي رئيس جمهور كه هر 15 روز يك بار به سفر استاني ميره چند تا نماز كامل خونده؟!!!
همون عدد دانشجو (با همون حرارت): پسر احمدي نژاد چهار سال پيش گفت نميدونه سونا و جكوزي چيه ،آيا هنوز هم نمي دونه؟!!!
جالب تر اين بود كه ايشون به خاطر طرح اين پرسش هاي كليدي و حياتي به شدت مورد تشويق دوستان سبز پوش قرار گرفت.
3- احمد قصابان پس از آزادي، از همون 209 يه تاكسي دربست گرفته بود اومده بود مناظره امير اقتنائي رو ببينه!
4- و احمدي نژاد در نگاه يك نويسنده سكولار
يا علي